احمد مجد الاسلام كرمانى

479

سفرنامه كلات ( فارسى )

ايضا طايفه قوچوق و تاتار كه بهر دو طايفه يموت گفته مىشود ولى خارج از دو طايفه چونى و شرفند . محل سكناى طوايف يموت حاليه از قديم الايام تقريبا در همين محلهاى حاليه بوده است و هميشه ييلاق و قشلاق ميكرده‌اند و در زمان سلطنت و اقتدار اشكانيان قدرى در ييلاقشان وسعت داده تا كوههاى هزار جريب مازندران ميرفته‌اند ولى فعلا محل ييلاق و قشلاق آنها از دامنه « بلخان كوه » قريب راه آهن روسها است تا ساحل رود « گرگان » و بعضى اوقات از رود گرگان ميگذرند و به طرف جنگل استرآباد ميروند يا بعبارت ديگر از ساحل مجراى قديمه رود « جيحون » كه پيشترها به « بحر خزر » ميريخته تا بلوك « انزان » استرآباد است ولى اغلب اوقات ييلاق و قشلاق اينطايفه ما بين دو نهر « اترك » و گرگان است و كليه طوايف تراكمه يموت را به دو اعتبار و نام ميخوانند ( چمور - چاروا ) يعنى آنهائيكه مالدارند و متصل بواسطه چرانيدن مالهاشان در حركت هستند آنها را « چاروا » ميگويند كه هرگز در يك نقطه متوقف نميشوند و آنها كه مالدار نيستند و فقط براى تجديد سيورت سالى دو مرتبه حركت ميكنند آنها را « چمور » ميگويند كه مختصر حركتى در اوائل بهار به طرف محل زراعت و در اوائل زمستان بملاحظه آسانى سوخت به طرف جنگل حركت مينمايند . و تمام شعبات طايفه يموت هنوز رعيت دولت عليه ايران هستند و گاهى از رود اترك گذشته به خاك روس ميروند و هر خانوارى قانونا شش مناط حق العليق ميپردازند و با همان شش مناط تا شش ماه مىتوانند در خاك روس بمانند . در اينكه چه وقت اين طايفه به اين خاك آمده‌اند درست معلوم نيست چرا كه تاريخ صحيح از ايران و ايرانيان تا قبل از بعثت در دست نيست و هرچه بوده به حكم خليفه دوم سوخته شده كه مبادا مردم ايران مجد اصيل خود را به ياد آورده از تبعيت دولت عرب سرباز زنند . ولى آنچه سر هم رفته از تواريخ معلوم مىشود و آثار و علائم و قراين خارجى هم آن را